تبليغاتX
می‌نا


فرقی نمی‌کند
این ساعت شنی
که هر شب ته‌نشین می‌شود
صبح دوباره خودش را زنده‌به‌گور...
از دندة راست بلند شده باشد
یا...
××
در خبرهاست که از آسمان تیرة تهران
شن می‌بارد...
تهران
ساعتی است
که به وقت جایی نیست
خوابی است
که هی پهلو به پهلو می‌شود
تا کابوس‌هایش را درو کند...
××
و باز روایت است
که ولی عصر
در ایستگاهی حوالی تهران
پیاده نمی‌شود:
بلندترین خیابان اینجا
به راه آهنی می‌رسد
که هیچ کیمیایی
جابُلقایش نمی‌کند...
××
کتیبه‌ها می‌گویند
بیرون از این آسمان عتیق
ماه روبنده ندارد
حرف مرد یکی نیست
و دیگر فرقی نمی‌کند
که تبار ساعت‌های شنی
به دریا برسد
یا...



مینا(نرگس) حسنی در چهارشنبه یازدهم آذر 1388 |



- اگر موافق باشید پیش از هر چیز، از انگیزه‌های شما برای برگزاری همایش «کارنامة صدسال شعر زنان» حرف بزنیم.

زنان در تمام زمینه‌ها دچار ظلم مضاعف تاریخی بوده‌اند، از جمله در عرصة شعر. من سال‌هاست در انجمن شاعران ایران و در دفتر شعر جوان کار می‌کنم و حس می‌کنم که این ظلم در این حیطه هم کمابیش بر زنان روا شده است؛ به این دلیل که کارهای آنها به نقادیِ علمیِ جدی، سیستماتیک و آکادمیک سپرده نشده و اکثر نقدهایی که در این حوزه انجام شده، غیر اصولی بوده و بیشتر پراکنده گویی تا نقد. البته مثل همیشه استثناءهایی هم وجود داشته است؛ در این مواقع معمولاً منتقد از نوع و تیپ کاری که نقد کرده است، خوشش می‌آمده. تا به حال آثار هیچ شاعری زنی به طور کامل نقد نشده و نه حتی بهترین شعرهای شاعران زن به طور درست و با معیارهای علمی گزینش نشده است. بعضی از مجموعه‌هایی هم که از طرف خود زنان گردآوری شده به عنوان نمود شعر زنان معاصر، متأسفانه همراه با دیدگاه‌های خاصی بوده. برای مثال گردآورندة این مجموعه‌ها، شعر بعضی شاعران را که با آراء و افکارشان موافق نبوده یا نوع کار آنها متناسب با سلیقه‌اش نبوده حذف کرده و اصلا نامی از آنها نبرده ‌است. گاهی این شعرها فقط از بین منابعی که در اختیار گردآورنده بوده، انتخاب شده است؛ به این ترتیب در این گزیده‌ها، از ضعیف‌ترین شاعران ناشناخته شعر داریم، ولی از بهترین شاعران شناخته شده اثری نیست. بنابراین ضرورت چنین همایشی که فراخوانی برای منتقدان جدی ادبیات، اساتید دانشگاه و اهل فن باشد، حس می‌شد.
از سال‌ها پیش دوست داشتم که این کار را انجمن شاعران ایران انجام بدهد ولی چون در این انجمن بیشتر فضای کلی شعر ایران مد نظر است، نخواستیم به طور ویژه به مسألة زنان بپردازیم. در سال‌های اخیر که مسئولیت پژوهشکدة شر و هنر دانشگاه الزهرا به من واگذار شد، ترجیح دادم که اینجا یکی از کارهایی که انجام می‌دهیم همین موضوع باشد؛ چون از طرفی موضوع همایش با اهداف پژوهشکده سنخیت دارد و از طرف دیگر پژوهشگران و استادان خوبی که سال‌هاست در این زمینه فعالیت می‌کنند، مثل خانم دکتر حسینی و دیگر عزیزان، در این دانشگاه حضور دارند.

- به غیر از فراخوان عمومی، شیوة دیگری هم برای افزایش تعداد و همچنین سطح علمی مقاله‌های همایش داشتید؟

به بعضی از صاحب‌نظران در زمینه‌های مختلف مقاله سفارش دادیم. به خانم‌ها و آقایانی که دانشگاهی بودند و البته پیش از این همایش در این حوزه فعالیت کرده بودند. از طریق فراخوان هم مقاله‌های خوبی دریافت کردیم. حتی بعضی از دانشجویان سطح فوق لیسانس و دکتری مقاله‌های خوبی برایمان ارسال کردند.

- در مجموع چند مقاله پذیرفته شده است؟

کلاً حدود 35 مقاله پذیرفته شده برای این که در قالب 4 فاز در دو روز کنگره ارائه بشود و این به نظر من کار بزرگی است. گرچه در مورد بعضی از شخصیت‌های شعری زنان چندین و چند مقاله داشتیم، در مورد بعضی هم اصلاً مقاله‌ای نداشتیم و اینها از خلأهای همایش است. به هرحال ما سعی خواهیم کرد به هر نحوی که می‌توانیم به تلاش‌های زنان اشاره کنیم.

- معیار خاصی برای انتخاب و گزینش مقاله دربارة شاعران داشته‌اید؟

 به غیر از معیارهای علمی که به هر حال از ارکان اصلی کار است، سعی کردیم آثار شاعران خوب را با هر فکر و محتوایی بررسی کنیم و محدودیتی قائل نشویم. چون برایمان شعر مطرح است و قرار است که شاعران ارزشمند از لحاظ شاعر بودنشان معرفی و مطرح بشوند. به هر حال این هم طبیعی است که کسانی که با محتوای عالی‌تری شعر گفته‌اند، در جایگاه عالی‌تری هم مطرح می‌شوند. خلأ این زمینه را هم سعی می‌کنیم با گزارش علمی دبیر علمی همایش تا حدودی برطرف کنیم.

- دستاوردهای همایش به چه نحوی در اختیار شرکت‌کنندگان و کسانی که به این زمینه علاقمندند، قرار می‌گیرد؟

حاصل کار همایش قرار است در قالب چند عنوان کتاب به چاپ برسد. یکی از این کتاب‌ها مجموعه مقالات خواهد بود. کتاب‌های دیگری هم که در ارتباط با این موضوع است، قرار است تا حد امکان به شیوة اصولی و علمی تنظیم بشود. امیدواریم این کتاب‌ها بتواند منابع خوبی باشد برای محققانی که مایلند در این زمینه مطالعه و تحقیق کنند.

- در همایش به شعر شاعران جوان هم می‌پردازید یا قرار است فقط به مشاهیر این حوزه توجه کنید؟
من معتقدم در نسل‌های دوم و سوم انقلاب اسلامی که بعضی از آنها هم شعرهای فمینیستی به معنای کلی کلمه هستند (و ممکن است خود من شخصاً با محتوای خیلی از آنها موافق نباشم) شاعران خیلی خوبی داریم. همچنین حرکتی که شخصاً برایم اهمیت دارد یک نوع حرکت حق‌طلبانة زنانه است که با معیارها و ارزش‌های معنوی و اخلاقی و بسیار شعری همراه است و در آثار نسل‌های بعد از نسل اول انقلاب به چشم می‌خورد. خوب همین جریان ضرورت پرداختن به شعر شاعران جوان را هم به وجود می‌آورد. امیدوارم این کار تداوم پیدا کند و در همایش بعدی زنان فارسی‌سرا، آثار شاعران دو سه دهة اخیر را که فمینیستی و حق‌طلبانه است، به امور معنوی توجه دارد و در مجموع حرکت مبارکی است که شکل‌گرفته، به طور خاص و جامع مورد مطالعه قرار بدهیم. همچنین کسانی را که مقاله و تحقیق علمی خوبی دربارة شعر آنها انجام نشده است حتی در این همایش هم دربارة آنها مقاله‌ای دریافت نشده، در همایش‌های بعدی مورد توجه قرار خواهند گرفت.

- پیشینة برگزاری این همایش‌ها چگونه بوده، قبل از این همایش، همایش مشابهی دربارة شعر زنان برگزار شده یا نه و شما چه برنامه‌های روشنی برای آیندة این موضوع دارید؟

همایش‌هایی بوده؛ مثلاً شعر زن، شعر مادر، کنگرة شعر زنان تهران. هر کدام از این کارها در نوع خودش هم حتماً خیلی خوب بوده و کارهایی بوده خاص زنان و به هرحال ارزشمند و درخور توجه. اما کاری که به صورت علمی و آکادمیک انجام شده باشد، با نگاه علمی، تحقیقی و نظام‌مند با این حوزه برخورد کند، مطالعة عمیقی در این زمینه ارائه کند و ... وجود نداشته است. ما سعی کرده‌ایم در این همایش حداقل دربارة بعضی از شاعران شاخص زن این کار انجام بشود. با وجود این هنوز هستند شاعرانی که کارهای ارزشمندی داشته‌اند و آثارشان کاملاً قابلیت بررسی و مطالعه داشته است اما یا مقاله‌ای دربارة آنها به دست ما نرسیده و یا مقاله‌ای نبوده که در سطح علمی قابل قبولی برای ارائه در همایش باشد. برنامة آینده هم پر کردن همین خلأها و بررسی شعر شاعران جوان‌تر و جریان‌های موجود در شعر زنان است.
موضوع مهم دیگر از نظر من این است که در همایش مستقلی باید به نگاه مردان دربارة آثار زنان شاعر صد سال اخیر بپردازیم. متأسفانه در گذشته عموماً نگاه مردان به آثار زنان نگاهی منفی بوده است. باید سیر شکل‌گیری و تحول این نگاه بررسی شود. این هم موضوعی است که می‌تواند به شناخت شعر زنان کمک کند.

- به نظر می‌رسد یکی از ضعف‌هایی که حوزة نوشتن دربارة آثار زنان داریم، فقدان منتقدان زن خوب است. کسانی که در حوزه‌های دانشگاهی به تولید علم می‌پردازند، بیش از آنکه میل به نقد آثار زنان داشته باشند، میل به توصیف آثار آنها دارند. خوب زمینه‌هایی باید به وجود بیاید تا زنان نویسندة ما ترغیب بشوند و قلمشان را در مسیر برخورد انتقادی با آثار زنان به کار بگیرند. شما چه راهکارهایی را برای این موضوع پیشنهاد می‌کنید؟ برنامة خاصی برای ایجاد این انگیزه دارید؟

قطعاً مثل همة زمینه‌های اجتماعی و سیاسی و غیره ... در زمینة ادبی و هنری هم نیاز هست که خود زنان به مسائل حوزة زنان بیش از پیش بپردازند؛ مخصوصاً به شعرهایی که با نظرگاه‌های فمینیستی به معنای عام آن سروده می‌شود. طبیعی است که مردان عموماً زیاد هم از این موضوع استقبال نکنند. به هر حال امروزه زنان نسبت به مواضع مردسالارانة آنها موضع می‌گیرند و بخشی را از طریق ادبیات و شعر بیان می‌کنند. نباید انتظار داشته باشیم که منتقدان به شیوه‌های فانتزی و لوکس و از سر بی‌تفاوتی و با نگاه شاعرانه به نقد جدی شعر بپردازند. ما به نقد منصفانه نیاز داریم. همانطور که شما گفتید، خود زنان  باید بیشترین نقش را در این زمینه ایفا کنند. متأسفانه کلاً منتقد خوب در کشور کم است و این منحصر به زنان یا مردان نمی‌شود. منتقدان صادقی که بخواهند علمی برخورد کنند و از حبّ و بغض‌های مرسوم فارغ باشند، انگشت‌ شمارند. امیدوارم نسل جدید دانشجویان ادبیات و زبان‌شناسی و سایر رشته‌های مرتبط بتوانند در آینده با توجه به دیدگاه‌های نوین و امروزی نقدهای خوبی را ارائه کنند و این خلأ را پر کنند.

- شما مسئولیت پژوهشکدة شعر و هنر دانشگاه الزهرا را برعهده دارید. آیا این پژوهشکده قابلیت حمایت از پروژه‌ها یا پایان‌نامه‌هایی را که در حوزة شعر زنان انجام می‌شود، دارد؟

این پژوهشکده، از نوع پژوهشگاه‌های نوع دو است و متأسفانه تنها امکانی که دانشگاه در اختیار ما گذاشته است، همین جا و ساختمان است؛ بدون اینکه کوچکترین حق مدیریتی برای مسئول پژوهشکده قائل بشوند یا کوچکترین کمک مالی به آن بکنند. این پژوهشکده هم به خاطر نگاه میان رشته‌ای من و خانم دکتر رهنورد، در زمانی که در این دانشگاه بودند، شکل گرفت. خوب خود ایشان هنرمند و به هر حال اهل قلم بودند و من هم چون علاقمند به حوزة ادبیات بودم و زبان‌شناسی خوانده بودم، فکر کردیم که چنین پژوهشکده‌ای که می‌شود گفت در نوع خودش بی‌نظیر است، خیلی کارهای میان‌رشته‌ای را می‌تواند اجرایی و عملی کند. قرار بود اینجا دورة دکتری پژوهشی بگذاریم و هم قطعاً از برنامه‌هایمان بود که تمام پایان‌نامه‌هایی را که در حوزة شعر و زمینه‌های مختلف هنری تعریف می‌شوند را حمایت کنیم. پرداختن جدی به شعر زنان هم از مواردی است که در اساس‌نامة پژوهشکده قید شده. متأسفانه به این علت که پژوهشکده‌های نوع دوم کلاً از حمایت مالی خوبی برخوردار نیستند، برنامه‌های ما عملی نشد.

- خوب یکی از مشکلات پژوهش در حوزة شعر زنان، قابل دسترس نبودن منابع است. خیلی سخت می‌شود کتاب‌های شعر زنان را در بازار کتاب پیدا کرد. نمی‌شود مقدماتی فراهم کنید تا یک کتابخانة تخصصی شعر زنان درست بشود و هر شاعر زنی که مجموعه‌ای منتشر می‌کند یا هر کسی که در این حوزه اثری به چاپ می‌رساند، موظف باشد چند جلد از کتابش را به این کتابخانه بفرستد؟

این پیشنهاد، پیشنهاد خوبی است. این یکی از کارهایی است که دانشگاه الزهرا می‌تواند انجام بدهد. پژوهشکده هم این ظرفیت را داشت و اگر فعال‌تر می‌بود، باید در بین فعالیت‌هایش به این مقوله هم می‌پرداخت. به هر حال گروه ادبیات فارسی  و استادهای فعال این حوزه در سطح دانشگاه، می‌توانند ایجاد چنین کتابخانه‌ای را از مسئولین دانشگاه درخواست کنند و ان‌شاءالله که مقدماتش فراهم شود.

- من از زحمت‌های شما برای برگزاری همایش تشکر می‌کنم و امیدوارم چنین حرکت‌هایی در سطح دانشگاه ادامه داشته باشد.

من هم وظیفة خودم می‌دانم که از تمام عزیزانی که از دانشگاه‌های مختلف و از بین شاعران و منتقدان، اعم از خانم‌ها و آقایان، با این کنگره همکاری داشته‌اند، تشکر کنم. مخصوصاً تلاش‌های علمی بسیار جدی خانم دکتر مریم حسینی که درخور سپاسگزاری و قدردانی ویژه است.




مینا(نرگس) حسنی در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 |




- اگر موافقید، قبل از هرچیز از انگیزه‌های علمی برگزاری همایش «کارنامة صد سال شعر زنان» بگویید. چه خلأهای علمی- پژوهشی باعث شکل‌گیری چنین همایشی شد؟
من فکر می‌کنم اگر قرار باشد دربارة خلأهای پژوهش‌های ادبی صحبت کنیم، باید بگویم که نه تنها در این حوزه، بلکه در هیچ حوزة دیگری در ادبیات معاصر کار مهمی انجام نشده است. من سال‌هاست ادبیات معاصر درس می‌دهم و این کاستی را حس می‌کنم که متأسفانه عنایت اساتید دانشگاه به حوزة ادبیات معاصر خیلی محدود و کم بوده است. به این دلیل که تعداد واحدهای درسی که در دانشگاه‌ها به ادبیات معاصر اختصاص پیدا می‌کند، محدود است، در نتیجه اساتید هم انگیزه‌شان را برای مطالعه و تحقیق در این باره از دست می‌دهند. طبیعی است که در بین 140 واحد درسی دانشگاهی، اگر 4 واحد ادبیات معاصر باشد و از این 4 واحد، 2 واحد به شعر معاصر اختصاص بدهند، سهم مطالعة شعر زنان بسیار بسیار اندک خواهد بود. بنابراین در دانشگاه‌ها توجهی به این موضوع نشده است. آن کارهای ارزشمندی هم که تا به حال در حوزة ادبیات معاصر انجام شده، خارج از حوزة دانشگاه شکل گرفته. کارهای دانشگاهی بسیار محدود است؛ نمی‌خواهم بگویم نیست. چون خیلی از استادها مثل دکتر یاحقی، آقای دکتر زرقانی که به تازگی چشم‌انداز شعر معاصر را نوشته‌اند و ... کارهایی را انجام داده‌اند؛ ولی این کارها واقعاً کفایت نمی‌کند. اکثر کارهای موجود هم یک نوع نگاه کلی به شعر و شاعران دارند و مهم‌ترین قسمت‌های آن به نوشتن زندگی‌نامه‌های شاعران و معرفی آثار آنها معطوف می‌شود. به جرأت می‌توانم بگویم که نقد علمی فقط برای آثار چند تن از شاعران نوشته شده است. شاید بتوانیم شاملو را به عنوان شاعری که آثارش خیلی مورد توجه منتقدان بوده، معرفی کنیم. نقدهای علمی خوبی برای کارهای او نوشته شده است؛ مثل کتابی که اخیراً خانم سلاجقه نوشته‌اند یا از میان شاعران زن هم بیشتر شعرهای فروغ مورد توجه بوده است. البته به جهات گوناگون حق فروغ هم بوده که بیش از دیگران در کانون توجه باشد؛ اما این دلیل نمی‌شود که ما همة شعر زنان را هم منحصر کنیم به فروغ فرخزاد و بگوییم که چکیدة شعر زنان را در فروغ می‌بینیم. جریان‌های شعر زنان امروز آنقدر متنوع است و در این حوزه آنقدر ساحت‌های مختلفی در حوزه‌های فرم و قالب و محتوا می‌توانیم تشخیص و تمییز بدهیم که نیاز مبرم به مطالعة آثار به شدت احساس می‌شود.
البته باید بگویم این خلأ پژوهشی که شما از آن حرف می‌زنید، دربارة آثار مردان شاعر هم وجود دارد. مثلاً دربارة آثار قیصر امین‌پور که به تازگی او را از دست داده‌ایم، مگر چند نقد علمی نوشته شده است؟ ویژه‌نامه‌هایی که برای او تهیه می‌کنند هم بیشتر تمجید و ستایش و بیوگرافی و شرح احوال اوست، نه نقد اصولی و علمی.
بدیهی است که برگزاری چنین مجامع علمی و فراخوان برای شرکت در چنین همایش‌هایی، تلاش برای پر کردن همین جاهای خالی است. نمی خواهم بگویم که این همایش می‌تواند جایگزین آن تعداد مقاله‌هایی که باید در سطح دانشگاه پدید بیاید باشد، اما به هر حال کمکی است برای مطرح شدن شعر، شعر معاصر و نیز شعر معاصر زنان.

- کیفیت علمی – پژوهشی مقاله‌های ارائه شده به همایش را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

خوب متأسفانه همة مقاله‌های علمی‌ای که در ایران برای همایش‌ها ارسال می‌کنند، از کیفیت علمی قوی و قابل توجهی برخوردار نیستند. من فکر می‌کنم که یکی از راه‌هایی که با آن می شود همایش‌ها را قوی‌تر کرد، سفارش دادن مقاله به صاحب‌نظران است. اگر آنها وقت نوشتن چنین مقاله‌هایی را داشته باشند (که معمولاً ندارند) بنیة علمی همایش‌ها به مراتب قوی‌تر خواهد بود. جای تأسف است که محققان این حوزه معمولاً آنقدر مشغولند که حتی وقتی قرار است همایشی با این موضوع برگزار شود، فرصت نوشتن و ارسال مقاله ندارند. دلایل این مشغولیت کاملاً برای من روشن نیست ولی جای شکایت دارد که در چنین موقعیتی که می‌شود خیلی حرف‌ها را مطرح کرد؛ حرف‌هایی که شاید هرگز فرصت دیگری برای طرح آنها پیدا نشود، متوقف می‌مانیم و گاهی به علت همکاری نکردن این دسته از منتقدان و صاحب‌نظران، بسنده می‌کنیم به مقاله‌هایی که از کیفیت علمی مطلوبی برخوردار نیستند. به هر حال ما برای اینکه این همایش بتواند در این حوزه گامی رو به جلو باشد، تمام تلاش خودمان را انجام داده‌ایم. قطعاً این تلاش‌ها تمام و کمال نیست. من به عنوان دبیر علمی همایش به خوبی می‌دانم که ما دربارة بسیاری از ساحت‌ها در این همایش بحثی نداریم، حتی فرصت نمی‌کنیم اسمی از خیلی از شاعران خوب معاصر ببریم. بدیهی است که تعداد زیادی از مقاله‌هایی که به دفتر همایش رسید، دربارة فروغ فرخزاد بود و پروین اعتصامی. بسیاری از آنها هم تکراری بود و حرف تازه‌ای هم دربرنداشت.

- در این همایش دربارة آثار چه شاعرانی مقاله ارائه خواهد شد؟

مجموعة چکیده‌ها و مقاله‌هایی که منتشر خواهد شد، دربردارندة نقدهایی است که بر شعرهای فروغ فرخزاد، پروین اعتصامی، طاهره صفارزاده، فاطمه راکعی، سیمین بهبهانی، ژاله اصفهانی و شاعران دیگری مثل گراناز موسوی و پیرایه یغمایی نوشته شده است. دربارة بعضی از شاعران افغانستان هم مقاله‌هایی ارائه خواهد شد.

- به هر حال بررسی کارنامة صدسالة شعر زنان فارسی‌سرا، برای شروع حرکت‌هایی در حوزة شعر زنان، قدم مهم و مؤثری به شمار می‌رود و فتح بابی است برای اینکه در حوزة شعر زنان کارهای جدی و اصولی انجام بشود. اما تداوم این روند هم خیلی اهمیت دارد. چه برنامه‌هایی برای قدم‌های آتی در این زمینه دارید؟ قصد ندارید که همایش‌های آینده را دربارة چشم‌انداز محدودتر و تخصصی‌تری برگزار کنید؟

اتفاقاً در مصاحبه‌ای که دربارة همین همایش داشتم، از من سؤال کردند که آیا شبیه این نوع همایش در کشورهای دیگر هم برگزار می‌شود؟ گفتم شبیه این همایش، نه! آنقدر همایش‌ها تخصصی است که گاهی دربارة یکی از گرایش‌های شعری یک شاعر همایش بزرگی برگزار می‌شود. ما یک چشم‌انداز و وسعت صد ساله را معرفی کردیم و در کمال تعجب بسیاری از مقاله هایی که دریافت کردیم مقاله‌های تکراری بودند. مقاله‌هایی که اصلاً از کیفیت علمی شایسته‌ای برخوردارنبودند. در کشور عرب زبان کوچکی چون سوریه بعد از انتشار یک مجموعه شعر، حداقل یک مجمع انتقادی برگزار می‌شود تا این شعرها در آن بررسی و نقد شود. همین نشست‌هاست که می‌تواند بعدها به همایش تبدیل شود و ما متأسفانه در ایران چنین روش هایی برای نقد آثار کم داریم.. نقد آکادمیک معمولاً به تعداد کم و در جوامع ادبی خیلی کوچک برگزار می‌شود.
خوب طبیعی است که انتظاری که ما از یک جامعة علمی و انتقادی داریم، انتقاد ادبی در مفهوم درست آن، این است که دربارة هر یک از شاعران حداقل یک همایش داشته باشیم. همان‌طور که بارها برای پروین اعتصامی همایش داشته‌ایم، حالا دربارة پروین دولت آبادی داشته باشیم، همایش ژاله اصفهانی داشته باشیم و ... تا کمیت و کیفیت و ویژگی‌های آثار این شاعران هم بررسی شود. به هر حال درست این است که ما این همایش‌ها را تخصصی‌تر برگزار کنیم.

- آیا مقاله‌هایی که دریافت کرده‌اید، منطبق با انتظار شما بود؟

انتظار من این بود که بعد از فراخوان تعدادی مقاله دریافت کنیم که جریان‌های شعر زنان را بررسی کند. من به عنوان کسی که بخش دورة مشروطه و پهلوی اول را سال‌ها پیش به دقت مطالعه کرده‌ام، تمام منابع و آثار مرتبط با این محدوده را جمع آوری کرده‌ام و مقاله‌ای هم با عنوان «فمینیسم ادبی و شعر اعتراض» دارم، می‌توانم بگویم مادامی که دربارة هر یک از این شاعران بحث نکنیم، نمی‌توانیم جریان‌های شعری را معرفی کنیم. تا وقتی نتوانیم چهرة روشنی از تک تک شاعران زن داشته باشیم، چطور میتوانیم جریان‌ها و روندهای شعری را مطالعه کنیم؟ برای مثال اگر قرار باشد فقط دربارة تنوع قالب و فرم در شعر زنان صحبت کنیم، فقط محدود خواهیم بود به آثاری که دربارة پروین و فروغ و سیمین بهبهانی و شاعرانی که همیشه مورد توجه بوده‌اند، نوشته شده و هرگز نامی از خیلی شاعران ارزشمند دیگر به چشم نمی‌خورد. مثلاً من هنوز حتی یک مقاله دربارة اشعار میمنت میرصادقی ندیده‌ام. ممکن است معرفی آثار و بیوگرافی این دسته از شاعران در گزیده های شعر زنان موجود باشد، اما اینکه اینها چه نوع شاعرانی هستند، در چه فضایی و با چه قالبی شعر می‌گویند اصلاً و ابداً وجود ندارد.

- اتفاقاً یکی از سؤال‌های من هم دربارة همین گزیده‌ها و گلچین‌های شعر زنان است. به نظر می‌رسد که یکی از ساده‌ترین راه‌های پرداختن به شعر زنان در کشور ما تهیه و تدوین این گلچین‌هاست. من اطلاع دارم که شما تمام گلچین‌های شعر زنان را بررسی کرده‌اید. با این بررسی‌ها آیا می‌شود گفت که روش خاصی در تهیة این کتاب ها وجود دارد؟

ما می‌خواستیم بفهمیم که چه تعداد شاعران در این گلچین‌ها حضور دارند، بسامد حضورشان چگونه است و چه شعرهایی از آنها انتخاب شده است، برای همین تقریباً تمام این گزیده‌ها را بررسی کردیم. واقعیت این است که نه همه، بلکه بسیاری از این گلچین‌ها فقط به معرفی شعر بعضی از شاعران زن بسنده کرده‌اند. روند انتخاب شاعران هم معمولاً این‌گونه بوده که کسانی که تدوین کنندة این گلچین‌ها هستند، با برخی شاعران به سبب دوستی یا همکاری آشنایی داشته‌اند. در چنین گزینش‌هایی خوب خیلی‌ها از قلم می‌افتند. بنابراین در انتخاب اولیه هیچ متد خاصی وجود ندارد. در مقدمة این کتاب‌ها هم هیچ معیاری برای گزینش شاعران و شعر آنها ارائه نشده است. این انتخاب‌ها بسیار ذوقی و در اکثر مواقع تصادفی و بدون معیار است. من فکر می‌کنم انتخاب شاعران و شعرهای آنها یکی از دشوارترین کارهای ممکن است. من وقتی آثار چند نفر از این شاعران را مطالعه می‌کردم تا از هر کدام یکی دو شعر انتخاب کنم، مستأصل مانده بودم. چراکه می‌شود از دریچه‌های گوناگونی به شعر نگاه کرد. یک شعر ممکن است محتوای جالبی داشته باشد، یکی دارای قالب نوی باشد یا دستگاه موسیقایی آن جالب توجه باشد و ... . بنابراین تعریف خاصی برای بهترین شعر وجود ندارد. به نظر من در تهیة گلچین‌ها حتما باید نگرش خاصی وجود داشته باشد. فرضاً مادرانه‌ها را گلچین کنیم، یا گزینش را بر اساس بررسی قالب‌های نیمایی انجام بدهیم. به هر حال باید معیارهایی را برای گزینشمان تعریف کنیم. حداقل اسم شاعران را بر اساس حروف الفبا مرتب کنیم؛ کاری که در بعضی از گزیده‌ها حتی انجام نشده است. اصلاً گاهی به موارد عجیبی در این گزیده‌ها برمی‌خوریم. برای مثال در کتابی، انتخاب کننده از یک شاعر زن دورة قاجار 10- 15 شعر درج کرده، بعد یک شعر هم از یک شاعر دورة معاصر آورده. خوب این‌ها با هم چه تناسب و همخوانی‌ای دارند؟ چطور شده که از آن ملک‌زاده خانم 15 شعر داریم و از این شاعر نسبتاً مطرح معاصر یک شعر؟ اینها همه نشان‌دهندة این است که متأسفانه در این انتخاب‌ها هیچ معیاری وجود ندارد.

- از این که پیش‌تر بیاییم، می‌رسیم به کتاب‌هایی که در ضمن ارائة گلچینی از شعر زنان، مقدمة نسبتاً مفصلی هم بر کتابشان می‌نویسند و تلاش می‌کنند که جریان شناسی و سبک‌شناسی‌ای از شعر زنان در اختیار خواننده قرار بدهند و بعضی از ویژگی‌های شعر زنان را معرفی کنند. این دسته از آثار را که تعدادشان هم بسیار معدود و انگشت‌شمار است، چگونه ارزیابی می‌کنید؟

همان‌طور که گفتید، فقط چند تا از گلچین‌های شعر زنان، دارای چنین مقدمه‌ای پیش از شعرها هستند. این مقدمه‌ها گاهی هم شامل طبقه‌بندی و تحلیل است. من شخصاً فکر می‌کنم که همة اینها ستودنی هستند به این جهت که حداقل برای بار اول، اولین گام‌ها برای تحلیل شعر زنان دارد برداشته می‌شود. من هیچ کدام را انکار نمی‌کنم و معتقدم که هرچه تعداد آنها بیشتر بشود، دید نویسندگان و منتقدان در این آثار منعکس بشود و نقد و نظر آنها در اختیار ما قرار بگیرد، به تحلیل‌های علمی نزدیک‌تر خواهیم شد. برای پیمودن راه بسیار طولانی جریان‌شناسی و نقد و بررسی آثار زنان باید این اولین گام‌ها برداشته شود و این اولین‌ها در خور تحسین است.

- به نظر می‌رسد که جای پژوهش‌هایی که به طور مستقل و مفصل به شعر زنان پرداخته باشند و قدم‌هایی برای سبک‌شناسی شعر زنان برداشته باشند، خالی است. اصلاً در این حوزه حرکت مستقلی انجام شده و کتاب جامعی نوشته شده است؟

بله. برای مثال دربارة فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی کارهایی انجام شده است. به تازگی به همت علی دهباشی کتابی با عنوان «زنی با دامنی شعر» تدوین شده. یک نقدی هم آقای ابومحبوب با نام «گهوارة سبز افرا» بر آثار سیمین نوشته‌اند و ... . خوب این کتاب‌ها همه کمک می‌کند به شناختن شعر سیمین. واقعیت این است که قبل از انتشار این دو سه کتاب، ما برای این شاعر بزرگ معاصر حتی یک مقالة علمی نداشتیم. شاید تنها مقالة علمی جذابی که نوشته شده بود و می‌شد به آن استناد کرد، همان کار آقای حق‌شناس بود که در آن سیمین را نیمای غزل معاصر نامیده بود. بعدها خوب این تعبیر معروف شد و همه از آن استفاده کردند. اگر نتوانیم در نقد شعر شاعری مثل سیمین بهبهانی که همة ما حجم و تنوع آثار و ویژگی‌های ستودنی آن آشنا هستیم، قدمی برداریم، خوب بدیهی است که دربارة بقیة شاعران این حوزه هم کاری انجام نخواهد شد. من حتی به دنبال مجموعة اشعار پروین دولت‌ آبادی که نشر ثالث یک بار منتشر کرده است، بارها به کتابفروشی‌ها مراجعه کردم ولی پیدا نکردم. این مجموعه حتی تجدید چاپ نشده است. منظور این است که ما حتی به مجموعه اشعار شاعران دسترسی نداریم، چه رسد به نقد آنها. یکی از فعالیت‌های ما در کنار همایش، جمع‌آوری آثار شعر زنان بود که در اکثر مواقع با مانع و مشکل رو به رو می‌شدیم. مثلاً برای تهیة مجموعه آثار میمنت میرصادقی ما فقط به یک مجموعه دسترسی پیدا کردیم، آن هم از طریق خودشان. در بازار کتاب اصلاً نمی‌شود این کتاب‌ها را تهیه کرد. متأسفانه در کتاب‌خانة ملی و کتابخانه‌های معتبر هم این کتاب‌ها موجود نیست. خوب مادام که به مجموعه اشعار دسترسی نداریم، چطور می‌توانیم نقدی بر آنها بنویسیم؟

- از خانم راکعی سؤال کردم که چرا تا به حال دانشگاهی که باید متولی مطالعات زنان در ایران باشد، کتابخانة تخصصی شعر و آثار زنان ندارد. به نظر شما می‌شود راهکارهایی را تعریف کرد تا این کتابخانه ایجاد شود و قسمتی از این مشکلات را رفع کند؟

ما در کنار این همایش، فراخوانی دادیم و از شاعران خواستیم تا کارهایشان را برای تشکیل نمایشگاهی برای ما ارسال کنند. ولی متأسفانه چیز زیادی به دستمان نرسید؛ فقط یکی دو مجموعه دریافت کردیم. نه تنها در حوزة شعر، در حوزة داستان هم وضع به همین منوال است. من همیشه دوست داشتم که چنین کتابخانه‌ای را در دانشگاه الزهرا داشته باشیم. خوب دانشگاهی که ادعا می‌کند، دانشگاه خانم‌هاست، تمام پذیرفته‌شدگانش زنها هستند، واقعاً باید جایی را به آثار زنان اختصاص بدهد.

- به نظر من یکی از آفت‌های بررسی ادبیات معاصر، این است که نویسندگان ما بیشتر اهل توصیف نوشتن هستند، تا نقداهل قلم ما در این حوزه، سواد کمی دربارة نقد ادبی دارند؛ بی‌تعارف بگویم که ما در حوزة نقد بسیار فقیریم. این از معضلاتی است که در بررسی شعر زنان هم گریبانگیر دست‌اندرکاران این حوزه می‌شود. می‌خواهیم حرف‌های شما را هم در این باره بشنویم.

این بحث شما، بحثی کلی است که ما در پژوهش‌هایمان به آن دچار هستیم. وقتی به کسی می‌گویید که بر کتابی نقدی بنویس، معمولاً نگاهش معطوف می‌شود به توصیف. اما من گاهی احساس می‌کنم که در همین حوزة شعر زنان، ما گاهی به توصیف هم نیاز داریم، که متأسفانه موجود نیست. این که شاعران از چه چیزهایی حرف می‌زنند، مضامین شعریشان چیست، در چه قالب‌هایی شعر می گویند، چگونه به مسائل پیرامونشان نگاه می‌کنند و غیره قدم اول برای شناختن هر شاعر است. قدم اول برای نقد هم بر اساس همین شناخت شکل می‌گیرد. زمانی می‌توانیم وارد نقد حرفه‌ای بشویم که حداقل این توصیف‌های اولیه را داشته باشیم. وقتی هیچ تصوری مثلاً از شعرهای پروین دولت آبادی نداریم، چگونه می‌توانیم آثار او را نقد کنیم؟ من فکر می‌کنم که آقای ابومحبوب در گهوارة سبز افرا هم تلاش می‌کند کارهای سیمین را توصیف کند. او با یک نگاه و رویکرد خاص، آثار سیمین را بررسی نمی‌کند. جامعة ما پیش از نقد، نیاز به توصیف دارد. باید پیشینه‌ای از مطالعه در اثار هر شاعری شکل بگیرد تا نقد جدی و اصولی دربارة آن انجام شود. از ذهن خالی نقدی تراوش نمی‌کند؛ توصیف این خلأ را پر می‌کند.

- فکر می‌کنید مبنای پژوهش در شعر زنان از کجا باید گذاشته شود؟

من فکر می‌کنم که ما باید تک تک شاعران برتر هر دوره را شناسایی کنیم. این برتری را هم با معیارهای علمی تعریف و مشخص کنیم. بعد کارهای این دسته از شاعران را توصیف کنیم و به نقد و بررسی آثارشان بپردازیم. این کار هم باید دوره‌ای  صورت بگیرد. بعد در هر دوره‌ای مثلاً دورة پهلوی اول، دوم، دورة انقلاب، دورة جنگ و ... بگوییم که این تعداد شاعر زن داشته‌ایم. شاعرانی که با معیارهای درست گزینش شده‌اند. شعر این شاعران باید در معرض انواع نقد قرار بگیرد و از برآیند این نقد و بررسی‌ها جریان‌های هر دوره را مشخص کنیم و با در کنار هم قرار دادن این جریان‌ها، به جریان شناسی شعر زنان برسیم.

این مصاحبه در ویژه نامه همایش شعر زنان منتشر شده است.



مینا(نرگس) حسنی در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 |



ا

یکی – دو ماه پیش، من و استادم، دکتر مریم حسینی، از نوشتن کتابی دربارة شعر زنان حرف می‌زدیم. به غیر از روش کار و شیوة تحقیق و جستجو و بررسی منابع و تشخیص زمینه‌های ضروری بحث و ...، یکی از دغدغه‌هایمان انتخاب معیارمندانه و اصولی چند نفر از شاعران زن (از بین تعدادی بی‌شمار) بود. شاعرانی که آثارشان درخور تأمل و بررسی باشد و بشود از میان شعرهایشان بخشی از ویژگی‌های مهم و پربسامد شعر زنان را استخراج کرد. فکر کردیم که دنبال کردن شیوه‌ای دموکرات در این انتخاب، بهتر از اعمال سلیقة خودمان است. به همین دلیل به جای آنکه بر اساس ذوق و معیار خودمان تصمیم بگیریم، بنا را بر این گذاشتیم که فرصت را برای رأی و نظر دادن دیگران هم فراهم کنیم و این انتخاب و ضرورت‌سنجی را با مشارکت گروهی از شاعران و منتقدان معاصر انجام بدهیم. به این ترتیب بود که دور اول فراخوان برای این کار آغاز شد. نامه‌ای تنظیم کردیم و به هر شکل ممکن نشانی پست الکترونیک بیش از 100 نفر از شاعران و منتقدان معاصر را به دست آوردیم و متن فراخوان را برایشان ارسال کردیم. در آخرین سطر آن هم قید کردیم که: «پیشاپیش از اینکه وقت باارزشتان را صرف این همکاری می‌کنید، سپاسگزاریم».
بعدها معلوم شد که لازم نبود پیشاپیش از این شاعران و منتقدان تشکر کنیم، چون هیچ کدامشان، حتی بعد از دریافت چندبارة نامة ما، پاسخی برایمان ارسال نکردند.
دور دوم فراخوان ما با کمک دوستان خوبی که شماره تلفن‌ها و نشانی پست الکترونیک دوستان شاعر و منتقدشان را در اختیارم گذاشتند، شکل گرفت. این شماره‌ها به اضافة: رفت و آمد من به جلسه‌های نقد و بررسی کتاب‌های شعر، کارگاه‌های شعر  و آشنایی و ارتباط با شاعران و منتقدان معاصر، آغاز حکایت ما و راه طاقت‌فرسای نظرسنجی از این دوستان بود.
کارم شده بود این که روزی چند بار متن همان نامه را به صورت شفاهی، حضوری یا از طریق تلفن، برای این دوستان روایت کنم. بعد گردن کج کنم (در کمال ناباوری خودم) و خواهش کنم پاسخشان را برایمان ارسال کنند. اما کار به این راحتی‌ها هم نبود:
- گروهی از همان ابتدای حرف‌هایم بسیار صمیمانه دعوت ما را برای همکاری پذیرفتند. نود و نه درصد از مجموع نظرسنجی و ضرورت‌سنجی‌ها را هم همین گروه برایمان ارسال کرده‌اند. ما هم نه حالا، بلکه همیشه از آنها سپاسگزاریم. اول به خاطر اینکه به ما گفتند هنوز می‌شود در حرکت‌های جمعی، به همکاری بعضی‌ها دلخوش بود و دوم به خاطرِ ... . این دومی را می‌خواهم نگویم تا اولی حسابی جلوه‌فروشی کند.
- گروهی به محض تمام شدن حرف‌هایم می‌پرسیدند که این همایش وابسته به کدام نهاد یا ارگان است و دست‌اندرکارانش چه کسانی هستند؟ بعد هنوز جوابی نشنیده، می‌گفتند: ببخشید! از آنجایی که ما خیلی آدم متعهد و مهمی هستیم و اسممان برایمان اهمیت دارد و رسممان آبرو دارد و ... نمی‌خواهیم در این کار مشارکت کنیم. اگر باور نمی‌کنید، یادداشت زیر را که یکی از دوستان شاعر برایمان فرستاده است، بخوانید:
«سلام دوست عزيز. من از شما عذر مي‌خواهم. اي‌ميل شما را و وبلاگ را خواندم. اميدوارم برنامة خوبي داشته باشيد. ولي همان طور که حدس مي‌زدم به دلايل شخصي از همکاري با اين همايش معذورم. [...] خود به تنهايي مي‌تواند کشوري بگرداند يک برنامه که براي ايشان چيز مهمي نيست. سپاس و اميدوارم در فضايي آزادتر از نام‌هايي که هويتشان بر ما مشخص است، بتوانيم کاري انجام دهيم.»
- گروهی کلاً معتقد بودند که کار ما مسخره‌بازی است و لبخندهای عاقل اندر سفیه نثارم می‌کردند و با نگاه سرزنش‌گرشان می‌گفتند: ای خانم! بی‌کار و بی‌دردی‌ ها! خوش به حالت! ما چه چیزیمان درست است که بررسی شعر زنانمان باشد؟ بی‌خودی وقت تلف می‌کنی ها!
- گروهی که زخم‌خوردة جوایز ادبی بودند، از همان ابتدای حرف‌هایم، بدون توجه به واژة «همایش»، بنای غرولند می‌گذاشتند و با تصور اینکه قرار است ما به شاعر یا شاعرانی جایزه بدهیم، به اهداکنندگان جوایز ادبی و از جمله ما بد و بیراه می‌گفتند و ... خلاصه چشمتان روز بد نبیند.
- گروهی از این بزرگان، به قول معروف ما را سر می‌دواندند. هر بار که تماس می‌گرفتم یا می‌گفتند که پاسخشان را ای‌میل کرده‌اند، یا وعده می‌دادند که همسر شاعرشان برای ما مطلبی بفرستد، یا می‌گفتند: بررسی کنیم بعداً جواب می‌دهیم، یا در مسافرتِ ناتمامی بودند که انگار قرار نبود تمام بشود، یا کار مهمی داشتند و فرستادن پاسخ برایشان سخت بود و هی به ما وعدة فردای روزی را می دادند که قرار بود کارشان تمام شود و ... سرتان را درد نیاورم! هرگز جوابی برایمان نفرستادند. گاهی که به علت این بدقولی‌ها فکر می‌کردم، به ذهنم خطور می‌کرد که شاید این بندگان خدا، برخلاف تصور ما، اصلاً با شعر زنان آشنایی ندارند، اصلاً کتاب و مقاله نمی‌خوانند... فقط شعر می‌گویند و یک سری بد و بیراه، به عنوان نقد، به خورد ملت می‌دهند و ... بگذریم.
- گروهی از شاعران، منتقدان و نویسندگانِ زن به محض شنیدن اسمِ «همایشِ شعرِ زنان» از من می‌خواستند که بروم و با آنها مصاحبه کنم و کارهایشان را معرفی کنم و از آنها تعریف کنم و ... . خدایی‌اش هم آنقدر دوستان دیگرمان ما را به این در و آن در پاس دادند که وقت نشد با آنها مصاحبه و از زحماتشان قدردانی کنیم. بعضی از این دوستان هم که قرار بود، برای ویژه‌نامة ما مطلب بنویسند، چندین صفحه زندگی‌نامة خودشان را به پیوست دو بند مطلب دربارة شعر زنان، برایمان ارسال می‌کردند. جالب اینکه بر خلاف اصرار ما برای مختصر کردن زندگی‌نامه‌شان، به اختصار آن تن نمی‌دادند و معتقد بودند، مراحل زندگی آنها، در مقام شاعران زن، خودش به تنهایی درخور توجه و بررسی است.
- گروهی از شاعران زن هم به گمان اینکه داریم دایره المعارف شعر زنان تهیه می‌کنیم، برایمان شعر فرستادند؛ شعرهای خودشان را به انضمام یک بیوگرافی مفصل. از همین جا از این دسته از دوستان هم تشکر می‌کنیم. اما فکر می‌کنیم اگر نامة ما را به دقت می‌خواندند و فقط با مطالعة عنوانش در صدد پاسخ برنمی‌آمدند، شرمنده‌شان نمی‌شدیم.
- گروهی از صاحب‌نظران که گمان می‌کردند پژوهشکدة شعر این کار را با پشتوانة مالی محکمی برگزار می‌کند، گفتند: ما لطف می‌کنیم و با شما همکاری می‌کنیم، اما به شرط اینکه با ما قرارداد ببندید و کمی از بودجه‌تان را با ما تقسیم کنید. بین خودمان باشد، ما هم به آنها نگفتیم که فقط و فقط برای دلمان کار می‌کنیم و قرار نیست یک قران در ازای آن از جایی بودجه‌ای دریافت کنیم. البته اگر هم می‌گفتیم، باور نمی‌کردند ... .
- گروهی از شاعران زن هم لطف کردند و پاسخشان را برایمان ارسال کردند. جالب است بدانید، پاسخ این دوستان تنها شامل نام خودشان و دو سه نفر از دوستانشان بود؛ دوستانی که همه می‌دانند از رفقای گرمابه و گلستان آنها هستند. از همین جا از این عزیزان عذرخواهی می‌کنیم که نظرهایشان به علت رعایت اخلاق و البته حق شاعرانی که در نظرسنجی شرکت نکردند، در آمار نهایی لحاظ نشد.
- گروهی هم اصل همایش را زیر سؤال بردند. این دسته که اکثر قریب به اتفاق آنها آقایان بودند، در جواب من تنها یک سوال پرسیدند: مگر ما شاعر زن درست و حسابی و تأثیرگذار هم داریم؟
ذکر مصیبت گروه‌های دیگر را می‌گذاریم و می‌گذریم ... تا به برآیند این ضرورت‌سنجی و نظرسنجی (از دیدگاه من) برسیم:

همیشه فکر می‌کردم چرا کسی کار اصولی و دقیقی برای شعر زنان انجام نمی‌دهد؟ معتقد بودم که ما در این زمینه، بیش از هر چیز دیگری، گزیدة شعر داریم؛ گزیده‌هایی که بسیاری از آنها کتاب‌سازی است و هیچ‌گونه نگرش اصولی و علمیِ دقیقی در آن وجود ندارد. همیشه فکر می‌کردم که این تدوین‌کنندگان شعر زن، چرا نظر دیگران را نمی‌پرسند؟ حالا که برداشتن اولین قدم‌ها برای شکل‌گیری پژوهشی دقیق، کار سختی است، چرا عده‌ای از علاقمندان و صاحب‌نظران دست به انجام این کار نمی‌زنند تا با کمک هم این اولین قدم‌ها راحت‌تر و درست‌تر برداشته شود؟
حالا پاسخ این چراها را می‌دانم. می‌دانم که ما به هم مظنونیم. ما دانشمان را از هم دریغ می‌کنیم. ما به هم بدبینیم. سال‌هاست که هر کدام از ما می‌خواهد در این زمینه اولین و بهترین باشد. سال‌هاست که ما اولین داشته‌ایم و بهترین نداشته‌ایم. از روی دست هم رونویسی می‌کنیم و بعد ادعا داریم که ناب‌ترین مدارک موجود را ما از دل تاریخ بیرون آورده‌ایم و ما اولین کارها را به نام خودمان ثبت کرده‌ایم. قدیمی‌ها راست گفته‌اند که «از ماست که بر ماست».
×××
سال‌هاست که بیشتر فضاهای دانشگاهی ما، ادبیاتِ روز (نه معاصر) را فرزند ناخلف شاعران و نویسندگان جامعه می‌داند؛ فرزندِ ناهنجاری که ارزش وقت گذاشتن و مطالعه و تأمل و بررسی ندارد. ذائقة دانشگاه ما در دهة شصت متوقف شده و ادبیات و به ویژه شعرِ امروز، به مذاقش خوش نمی‌آید؛ بی‌آنکه به دور از کلیشه‌ها و نقدهای رایج در حوزه‌های آکادمیک و سنّتی‌نگری، ذره‌ای از آن چشیده باشد. ادبیات معاصر در دانشگاه ما هنوز هم تنها حکیم‌بانوی شعر، پروین اعتصامی و شعر پیشروِ فروغ فرخزاد را به رسمیت می‌شناسد و به بهانه‌های واهی بر شعر خیلی‌های دیگر، خط بطلان می‌کشد.
سال‌هاست که فضای ادبیاتِ روز (نه معاصر)، به ویژه شعر، پروین اعتصامی را متحجّر می‌داند و دربندِ نظامِ سنتیِ مردسالار... و آنقدر بر این موضع پافشاری می‌کند که چاره‌ای به جز تولید شعرهای مردستیزانه ندارد.
تعارف که نداریم، سال‌هاست بیشتر شاعران ما به درس‌نخوانده بودنشان افتخار می‌کنند و تحصیل‌کردگان دانشگاهی، خصوصاً رشتة ادبیات را خشک‌مغزهایی معرفی می‌کنند که در بندِ یک سری قواعد و سنت‌های ادبی و قراردادهای زبانی مانده‌اند و از آن خلاصی ندارند.
همیشه فکر می‌کنم که دیگر وقت آن رسیده است که تجربه‌های شاعرانة ما در حوزة شعر زنان، دست به دست تخصص و دانش دانشگاهیان ما بدهد و آشتی‌کنانِ مدامی برقرار شود تا این دو، در کنار هم، اولین پژوهش‌های ارزشمند را در این حوزه در اختیار علاقمندان قرار بدهند.
×××
از ورود اصطلاحاتی مثل «فمینیسم» و «نوشتار زنانه» و ... به حوزة شعر و ادبیات زنان سال‌ها می‌گذرد و هنوز بحث بر سر این است که فمینیسم به معنای ستیز با مرد و برتری جویی برای زنان نیست و نوشتار زنانه شعری نیست که زنان از احساسات جنسی خودشان در آن حرف بزنند.
دیگر وقت آن رسیده است که اصحاب قلم و رسانه و به اصطلاح منتقدها که این روزها جای خالی شاعران و نویسندگان را هم به خود اختصاص داده‌اند، قبل از قلم‌فرسایی و اصطلاح‌سازی و تعبیر و تعریف‌تراشی، کمی هم کتاب بخوانند و اگر وقت مطالعه ندارند، با صاحب‌نظرانِ نقد ادبی مشورت کنند.
×××
سال‌هاست که جناح‌بندی‌های مختلف، مانع دیده شدن و خوانده شدن بخش مهمی از ادبیات ما شده است. این طرفی‌ها، چهارچوب‌های آن‌طرفی‌ها را محکوم می‌کنند و آن‌طرفی‌ها چهارچوب‌شکنی‌های این‌طرفی‌ها را. در این بین هم اصطلاحاتی شکل می‌گیرد و ساخته می‌شود که تعریف‌های واهی‌ای دارد و هر کدام برای مقابله با دیگری از آنها استفاده می‌کند؛ اصطلاحاتی مثل شعر عریان و برهنه و شعر فمینیستی (به معنای ایرانیِ آن) و شعر اعتقادی و اعترافی و ... .
دیگر وقت آن رسیده است که شعر، در ذات خود و از جنبه‌های شاعرانه‌اش مورد بررسی قرار بگیرد و موضوع اصلی پژوهش‌هایی که در حوزة شعر زنان انجام می‌شود، بررسی توانایی‌ها، قابلیت‌ها یا ضعف‌های شاعرانة شاعران زن باشد تا نقد جهان‌بینی و مشرب‌های فکری و شیوة زندگی خصوصی و ... آنها. کمی تمرین و صبوری لازم است تا بتوانیم صدای دیگران را بشنویم و پیش از بلند شدن هر صدایی، به بهانة گوش‌خراش بودن آن، پنبه در گوش‌هایمان فرو نکنیم.
×××
سال‌هاست که طرح مسألة شعر زنانه با واکنش تند صاحب‌نظران مواجه می‌شود. زنانه – مردانه کردن شعر هنوز هم دغدغة خیلی از منتقدان است. آنها فکر می‌کنند که برای حفظ تعادل و میانه‌روی، باید از اصطلاح شعر زنانه صرف‌نظر کرد. اما دیگر وقت آن رسیده است که این اصطلاح را بدون سخت‌گیری و چون و چرا کردن‌های مرسوم، به عنوان کلمه‌ای که وضع شده تا ویژگی‌های شعر زنان شاعر مورد بررسی قرار بگیرد (نه اینکه شعر مردان را کم اهمیت جلوه بدهد یا مرزی بین این دو حوزه مشخص کند)، مورد قبول واقع شود. اینجانب از همین‌جا به تمام کسانی که نگران وضع چنین اصطلاحاتی هستند، قول می‌دهم که نه از ارزش و اعتبار شعر زنان ما چیزی کم شود و نه گروه یا جناحی در برابر شعر مردان ما قد علم کند.
×××
همیشه فکر می‌کنم، قدیمی‌ها، با همة قدیمی بودنشان، بعضی چیزها را راست گفته‌اند. راست گفته‌اند که: «از ماست که بر ماست». ما زن‌ها هم باید کمی در نوع قضاوت و ارزش‌گذاری و نگرشمان نسبت به هم تجدید نظر کنیم. نباید بیهوده دنبال مقصر باشیم، مقصر ناشناسی که کاری برای ما نکرده است و فضا را برای ما فراهم نکرده است و به ما بها نداده است و ما را نادیده گرفته است و ... خلاصه همة کاستی‌ها از چشمة او آب می‌خورد. سوال اساسی من این است که ما زن‌ها برای شناساندن شعر زنان و تحقیق و بررسی در این باره چه کرده‌ایم؟ جز این که آنقدر منفعل بوده‌ایم که تعداد انگشت‌شماری از پژوهشگرانِ زن، بار مسئولیت همة ما را به دوش کشیده‌اند و به جای ما هم در این حوزه ادای دین می‌کنند؟
دیگر وقت آن رسیده است که به جای اصرار و مجبور کردن منتقدان بیچاره، برای نقد مثبت نوشتن دربارة کارهایمان، قلم برداریم (یا به شیوة امروزی‌ها پشت رایانه‌مان بنشینیم) و بدون حسادت و حبّ و بغض‌های مرسوم، دربارة شاعران دیگر بنویسیم؛ شیوه شاعری او را توصیف کنیم یا با نگاه منتقدانه و علمی، آثارش را مورد نقد و بررسی قرار بدهیم.
×××
مطلب آخر این که دوست داشتیم این ویژه‌نامه، مجموعه‌ای باشد از مقاله‌ها و یادداشت‌هایی که به تازگی دربارة شعر زنان نوشته شده است؛ مقاله‌ها و مطالبی مثل:
«شعر مؤنث» از دکتر بهزاد خواجات که در سال جاری، جایزة شعر نیما، در بخش نقد را به خود اختصاص داده است. این مقاله در شمارة 6 مجلة خوانش به چاپ رسیده است؛
«مگر مردان چه کرده‌اند؟!»، گفتگوی علی‌مسعودی نیا و رسول رخشا با شمس لنگرودی. این مقاله در شمارة سوم مجلة آناهید چاپ شده است.
«نخستین شعر شکسته» از رسول رخشا؛ مطلبی دربارة شمس کسمایی که در آخرین شمارة سایت ادبی وازنا درج شده است.
همین طور مطالبی که دوستان خوبمان: مریم آموسا، سعیده موسوی‌زاده، زهرا وثوقی، محمد آشور و ... نوشتند و نشد تا این جا از آنها استفاده کنیم.
متأسفانه با توجه به حجم زیاد مطالب و کم بودن وقت ما برای چاپ این ویژه‌نامه، چاره‌ای جز حذف این مطالب نداشتیم. از همین‌جا از دوستانی که برایمان مطلب فرستادند و یا اجازه دادند مطلبشان را در این ویژه‌نامه درج کنیم، عذرخواهی می‌کنم؛ به ویژه از خانم مهری شاه‌حسینی و اسماعیل امینی که صمیمانه وقتشان را در اختیارمان گذاشتند و نشد که حاصل پرسش و پاسخهایمان را در این ویژه‌نامه به چاپ برسانیم.



چاپ شده در ویژه نامة همایش کارنامة صد سال شعر زنان فارسی گو


مینا(نرگس) حسنی در یکشنبه دهم آبان 1388 |


- خلاصه‌نویسی تفصیلی: خلاصه کردن کتاب‌های مهم و حجیم
رسم بر این است که دانشجویان رشتة زبان و ادبیات فارسی، اطلاعات زیادی را دربارة تاریخ ادبیات ایران حفظ کنند. شاید برای اینکه اگر روزی، روزگاری از آنها پرسیدند که مثلاً منظومة عاشقانة «حسن و دل» یا «دستور عشاق» از کیست؟ بادی در غبغب بیندازند و بگویند از «فتّاحی نیشابوری»؛ بدون این که بدانند این آقای نیشابوری که بوده، چه می‌کرده و ... .
 هنوز هم دورة هشت جلدی «تاریخ ادبیات در ایران»، تألیف استاد ذبیح الله صفا، منبع اصلی واحدهای تاریخ ادبیات است. بنا به گفتة پیش‌کسوت‌های این رشته، دانشجویانِ قدیمی، متن کاملِ همین دورة هشت جلدی را می‌خواندند و امتحان می‌دادند. راستش را بخواهید من هنوز هم نمی‌فهمم که چطور می‌شود حدود 1000 صفحه تاریخ ادبیات خواند و یاد گرفت و امتحان داد؟!
خوشبختانه از یکی – دو سال پیش از ورود ما به دانشگاه، استاد صفا، خلاصة جلد اول و دوم این دوره را در قالب یک کتاب 400 صفحه‌ای چاپ کردند . بعد از ایشان هم استادهای دیگری مثل دکتر محمد ترابی  و ... کار خلاصه کردن و به اصطلاح قدیمی‌ها «تلخیص» دورة «تاریخ ادبیات در ایران» را ادامه دادند. خوبیِ مطالعة این خلاصه‌ها آن بود که متنِ درسی تاریخ ادبیات، همان کیفیتِ علمی و پژوهشیِ دورة هشت جلدی را داشت اما در حجم بسیار کمتری در اختیار ما قرار می‌گرفت. به این ترتیب برای فکر کردن به موضوع‌های عجیب و غریبی مثل تأثیر فتّاحی نیشابوری یا نظام‌الملک بحری بر ادبیات ایران و ... فرصت بیشتری داشتیم.


سطرهای بالا، برگرفته از بخش نخست مقالة من با عنوان «چند روایت نسبتاً معتبر دربارة خلاصه نویسی» است که به تازگی در شماره دوم فصلنامة انشا و نویسندگی به چاپ رسیده است.



مینا(نرگس) حسنی در شنبه نهم آبان 1388 |



خبرگزاري فارس: ويژه‌نامه و كتاب چكيده مقالات نخستين همايش «كارنامه صد سال شعر زنان فارسي‌سرا» منتشر شد.


نرگس حسني سردبير ويژه‌نامه همايش "كارنامه صد سال شعر زنان فارسي‌سرا " به خبرنگار فارس، گفت: سرمقاله اين ويژه‌نامه كه همزمان با برگزاري اين همايش دو روزه منتشر و ارائه شد، به قلم فاطمه راكعي رئيس همايش است.
به گفته وي در اين ويژه‌نامه مصاحبه‌هايي با مريم حسيني دبير علمي همايش ويژه‌نامه همايش "كارنامه صد سال شعر زنان فارسي‌سرا "، عبدالجبار كاكايي، عرفان نظرآهاري، دو مطلب از مهرنوش قربانعلي و بهاره رضايي و همچنين يادداشت پاياني به قلم نرگس حسني به چشم مي‌خورد.
سردبير ويژه‌نامه همايش "كارنامه صد سال شعر زنان فارسي‌سرا " محور اصلي و سوژه اين ويژه‌نامه و همه مصاحبه‌ها و يادداشت‌هاي آن را شعر معاصر زنام عنوان كرد.
همچنين كتاب چكيده مقالات همايش "كارنامه صد سال شعر زنان فارسي‌سرا " به كوشش و ويرايش مريم حسيني منتشر و همزمان با ارائه مقالات توسط صاحبان آثار در همايش، عرضه شد.
قرار است كتاب اصل مقالات با ويرايش فاطمه راكعي نيز منتشر شود كه زمان انتشار آن به مراحل ويرايش و چاپ بستگي دارد.
انتهاي پيام/م


مینا(نرگس) حسنی در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 |


روزهای 28 و 29 مهرماه سال   1388


سه شنبه صبح: ساعت 9  -  12

سخنرانی های افتتاحیه:
سخنرانی سرکار خانم دکتر مباشری رییس دانشگاه الزهراء
سخنرانی سرکار خانم دکتر راکعی رییس همایش
سخنرانی سرکار خانم دکتر حسینی دبیر علمی همایش
رییس جلسه صبح: سرکار خانم دکتر راکعی

سخنرانان علمی:
سرکار خانم دکتر مریم  عاملی رضایی (بررسی سیر تحول مضامین مادرانه درشعر شاعران زن از مشروطه تا امروز)، جناب آقای دکتر وحید مبار ک – جناب آقای بهروز مهری (نگاهی به پیوند موسیقی و شعر در دیوان پروین اعتصامی)، سرکار خانم نرجس  سپهر نژاد (مقایسه سبکی شعر زنانه پروین اعتصامی با شعر حمیدی شیرازی در « داستان موسی»)، جناب آقای دکتر صادق زاده (بررسي اصلي ترين عوامل تحوّل آفرين در شعر و انديشه ي طاهره صفّارزاده)، سرکار خانم اسماء حسینی مقدم (نمود انقلاب در اشعار طاهره صفارزاده)، سرکار خانم مریم رضایی فرد (بررسي رابطه مضمون و تصوير در مجموعه بيعت بيداري طاهره صفارزاده)

سه شنبه بعدازظهر: ساعت 14 –17
رییس جلسه: خانم دکتر سهیلا صلاحی مقدم

سخنرانان علمی:
 سرکار خانم دکتر سهیلا  صلاحی مقدم (نقد فمینیستی مادرانه های فاطمه ی راکعی)،جناب آقای اسماعیل امینی (فمينيسم و شعر زن مسلمان ايران باز خواني و تحليل اشعار دكتر فاطمه راكعي)، ، جناب آقای مهدی  افشار (نگاه مترجم به شعر فاطمه راکعی)، سرکار خانم دکتر صدیقه (پوران) علی پور (تحلیل ساختار معرفت شناسی زن در شعر زنان)، سرکار خانم الهام جوکار ( مسائل زنان در شعر زنان) سرکار خانم زهرا  استادزاده (حجاب و عفاف  از منظر شاعران معاصر زن) ، سرکار خانم طاهره سیدرضایی (روح زنانه در شعر پروين اعتصامي، سيمين بهبهاني و فروغ فرخزاد) سرکار خانم لیلا  شکوه فر (وسوسه حوا در شعر زنانه)

 

سه شنبه بعدازظهر از ساعت 18 – 20  مراسم شب شعر شاعران با حضور تنی چند از شاعران معاصر


چهارشنبه صبح: ساعت  30/8 - 10
رییس جلسه: سرکار خانم دکتر مدرسی

 سخنرانان علمی:
جناب آقای دکتر حسن اکبری بیرق (جلوه­هاي مدرنيته در شعر فروغ فرخزاد)، جناب آقای دکتر رضایی دشت ارژنه (آشنايي زدايي در شعر فروغ فرخزاد)،  سرکار خانم دکتر فاطمه مدرسی _ خانم  الناز ملکی (شگرد «تکرار» و شیوه­های آن درشعر فروغ فرخزاد)،  ، سرکار خانم زهرا طاهری (فروغ ساختار شكني پسا مدرن )، سرکار خانم مینا بهنام (حس آميزي در شعر فروغ فرخزاد ) سرکار  خانم دکتر فاطمه مدرسی –  آقای دکتر  محمد  بامدادی (شگردهاي بياني غزليات سيميمن بهبهاني)

چهارشنبه صبح: ساعت 30/10 – 12

رییس جلسه: سرکار خانم دکتر راکعی

جناب آقای دکتر محمد کاظم کهدویی (شعر زنان در ادبیات معاصر افغانستان )، جناب آقای دکتر نور علی  نورزاد (شعر بانوان تاجيک  از انقلاب تا استقلال)، سرکار خانم گلرخسار صفی آوا (شاعر برجسته تاجیک) خانم مطلوبه خواجه آوا (شعر زنان تاجیک) خانم خالده فروغ(از شاعران برجسته افغانستان)

 
  چهارشنبه بعد ازظهر:  ساعت 14 –17
رییس جلسه: دکتر مریم حسینی

سخنرانان علمی:
سرکار خانم رویا صدر ( ژاله، پروین و زبان زنانه در طنز امروز) سرکار خانم دکتر مریم حسینی (فمنیسم ادبی در شعر زنان ایران)، سرکار خانم مرجان فردوسی – معصومه سیار ( معرفی زنان شاعر مجله عالم نسوان)  سرکار خانم لیلا  فرهادی نیک ( اين نردبان عشق، سیری در اشعار پیرایه یغمایی)، سرکار خانم نرگس حسنی (جاپای رفتنِ زنی که پیدایش نکرده‌ایم، مروری بر کارنامة شعری گراناز موسوی)،   مهشاد شهبازی (ژاله اصفهانی و شعر مهاجرت) ، فاطمه مقیمی (نقد کهن الگویی دشت ارژن سیمین بهبهانی) ،  سرکار خانم سولماز مظفری (زبان زنانه در شعر)


مینا(نرگس) حسنی در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 |



گراناز موسوی متولد سال 1352 و شاعر سه مجموعه شعر با نام‌های «خط خطی روی شب» (1376)، «پابرهنه تا صبح» (1379) و «آوازهای زن بی‌اجازه» (1381) است. بعضی‌ها او را یکی از بهترین شاعران دهة هفتاد به شمار می‌آورند و بعضی دیگر به جرم فضای زنانة شعرهایش، او را شاعری فمنیست که سرایندة سرخوردگی‌های شخصی‌ است. او یکی از شاعرانی است که شعرهایش هم از ویژگی زبان استوار شاعرانه برخوردار است و هم از اندیشه و معنا. شاید به همین دلیل نمی‌توان حضور او را در فضای شعر امروز ایران نادیده گرفت.
گراناز موسوی شاعری تصویرپرداز و روایتگر است. او روایت‌هایش را با زبانی متعارف (و گاهی غیر متعارف) و تصویرهایی که اغلب ملموس و دست‌یافتنی به نظر می‌رسند، بازگو می‌کند. با این حال، تصرف شاعرانه‌اش بر همین زبان متعارف و تصاویر آشنا، اغلب روایت‌های او را به شعری بدل می‌کند که ارزش تأمل و قابلیت لذت بخشی دارد. بیشتر این شعرها بی آنکه بخواهد جنسیت شاعرش را به خواننده گوشزد کند، از سرخوردگی، محدودیت، شکست، تجربه و دغدغه‌هایی حرف می‌زند که گاهی بسیار خصوصی به نظر می‌رسند و گاهی صدای زنِ آگاه و معترض دورة اوست.
این مقاله قصد دارد به دور از شیوه‌های مرسوم نقد و بررسی شعر در این سال‌ها، با نشان دادن سویه‌های مختلف شعرهای گراناز موسوی، فرصتی را برای بازخوانی آثار او فراهم کند. به همین منظور، شگردهای زبانی و معنایی در شعرهای هر یک از مجموعه‌های او طبقه‌بندی، توصیف و ارزیابی شده است. هدف از این ارزیابی، نشان دادن مسیر شاعرانة پرنشیب و فرازی است که او از آغاز تا امروز طی کرده.
این بررسی نشان می‌دهد که شعر گراناز موسوی در آغاز راه، شعری تغزلی است با زبانی متعارف و تصویرهایی به همان اندازه متعارف و قابل پیش‌بینی. دغدغه‌های او در این شعرها دغدغه‌های زنِ عاشق تنهایی است که عشق برایش بس است.
با بلوغ فکری موسوی و البته تکوین نگاه شاعرانة او، دغدغه‌ها، معنا‌ها و سپس زبان شعرهایش بالغ‌تر می‌شود. از اواخر «خط خطی روی شب»  و تقریبا در سراسر «پابرهنه تا صبح»، با شاعر معترضی روبه رو هستیم که حرف‌هایش دیگر رنگ و بوی صرفاً شخصی ندارد. او زبانِ انتقاد و البته چشمِ بینای زنی می‌شود که حقوق و حضورش را نمی‌بینند. در این دسته از شعرها، زبان به سوی آشنایی زدایی و گاهی غرابت و ابهام پیش می‌رود. برای گسترش دامنة کارکرد روایت، خرده‌روایت‌هایی به متن اضافه می‌شود. تصویرها استوارتر، شاعرانه‌تر و تازه‌تر به نظر می‌رسد و معنا‌ها قابلیت تفسیر و تأویل پیدا می‌کند.
گراناز موسوی در «آوازهای زن بی‌اجازه» شاعری است که انگار می‌خواهد توانایی‌هایش را در قلمرو زبان به رخ خواننده بکشد. به همین دلیل شعرهای این دفتر، پر از تجربه‌هایی است که با استفاده از تبادر، واج‌آرایی، تناسب و تضاد شکل گرفته‌اند؛ تا جایی که خوانندة بعضی از آخرین شعرهای او، با صرف همکاری زیاد ذهنی هم نمی‌تواند از این بازی‌های زبانی لذت ببرد. او در این مجموعه شاعری بالغ و سرخورده است که دیگر اعتراض‌ها و انتقادهایش را فریاد نمی‌زند. از استعاره و ایهام کمک می‌گیرد و با تصویرسازی و مرور خاطرات، حرف‌هایش را با خواننده به اشتراک می‌گذارد.

کلید واژه‌ها: آوازهای زن بی‌اجازه. پابرهنه تا صبح. خط خطی روی شب. شعر دهة هفتاد. شعر دهة هشتاد. شعر زنان. شعر معاصر. گراناز موسوی.


این مطالب، چکیدة مقالة من دربارة کارنامة شعری گراناز موسوی است که 28 یا 29 مهرماه در همایش شعر زنان (دانشگاه الزهرا) ارائه خواهد شد.



مینا(نرگس) حسنی در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 |


داغم
به دلم مانده بود...
و به اضطرابم
آنقدر چنگ زده بودی
که چروک‌ پیشانی‌ام
از ده فرسخی هم پیدا بود...

حالا ابروهایم را بالا کشیده‌ام
و پیوند دست‌های تو با چشم‌هایم را
برداشته‌ام
حتی
حکایت‌های تلخی
که شیرین شهید همیشگی‌اش بود،
کفن کرده‌ام
تو بمیری!

شهرزادم
دانای کلّ قصه‌هایی
که بلد نیستی...
با مادگی هیچ گیاهی نسبت ندارم
و حالم از تمام سنگ‌هایی
که زیر آسیاب می‌خوابند
به حالی می‌شود
که می‌خواهم سنگ نباشم...

سنگ نیستم
حوا اگر نباشم
لا اقل آدمم
و این خوش‌ترین خبری است
که این روزها
از خودم شنیده‌ام



مینا(نرگس) حسنی در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 |

- «... فرصت

به دریا دست نداد

تا غریبی نکند...

بماند.


بر حسب اتفاق

سکوتی که بی‌گدار به آب زده بود

سر از پشت بام درآورد و...

الله اکبر از دست این ماه

که پشت ابر نمی‌ماند...»


- پروانة این قصه مُهر برگشت خورده ...

ظاهراً

گل‌های ختمی پردة آخر

زیادی گل کرده‌اند

ماه دیده نمی‌شود...

علامتی که هم اکنون می‌شنوید

اعلام وضعیت هیچ رنگی نیست

لطفاً محل خود را ترک

و

پناه بر خدا!



مینا(نرگس) حسنی در سه شنبه سوم شهریور 1388 |